Seraj al-Reza

چهارم از چيزهايى كه در سفر زيارت امام حسين عليه السلام مندوب است تواضع و فروتنى

باب سوم: زیارات — مقصد اول در فضيلت زيارت آن حضرت است

Mafatih al-Jinan

چهارم از چيزهايى كه در سفر زيارت امام حسين عليه السلام مندوب است تواضع و فروتنى

و خشوع و راه رفتن مانند بنده ذليل پس كسانى كه در طريق زيارت آن حضرت سوار مى‌شوند بر اين مراكب جديده كه به قوه بخار بسرعت حركت مى‌نمايد و امثال آن بايد خيلى ملتفت خود باشند كه تجبر و تكبر نكنند و بر ساير زايرين و بندگان خدا كه بسختى و مشقت به كربلا مى‌روند بزرگى ننمايند و آنها را به چشم حقارت نظر نكنند علماء در احوال اصحاب كهف نقل كرده‌اند كه آنها از مخصوصين دقيانوس و بمنزله وزراى او بودند وقتى كه حق تعالى رحمت خود را شامل حال آنها فرمود و بفكر خدا پرستى و اصلاح كار خود بر آمدند صلاح خود را در اين ديدند كه از مردم كناره گيرند و در غارى مأوى گرفته به عبادت خدا مشغول شوند پس سوار بر اسبها شده و از شهر بيرون آمدند همين كه سه ميل راه رفتند تمليخا كه يكى از آنها بود گفت يا إخوتاه جاءت مسكنه الآخرة و ذهب ملك الدنيا انزلوا عن خيولكم و امشوا على أرجلكم اى برادران اين راه راه آخرت است و بايد بنحو فقيرى و مسكنت رفت و ملك و رياست دنيا را بايد كنار گذاشت اكنون از اسبها بايد پياده شويد و با پاى پياده به درگاه حق تعالى برويد تا شايد پروردگار شما بر شما رحم نمايد و گشايشى در امر شما نصيب شما فرمايد پس همگى از اسبهاى خويش پياده شدند و در آن روز آن محترمين معظمين با پاى پياده هفت فرسخ راه رفتند تا آنكه پاهاى ايشان مجروح شد و خون از آنها متقاطر گرديد پس زايرين اين قبر مطهر اين مطلب را در نظر داشته باشند و هم بدانند كه هر چه در اين راه شخص براى خدا تواضع كند باعث رفعت مقام او خواهد شد و لهذا در آداب زيارت آن جناب (از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه به زيارت قبر امام حسين عليه السلام برود پياده حق تعالى بنويسد از براى او به عدد هر گامى هزار حسنه و محو مى‌كند از او هزار گناه و بلند كند از براى او در بهشت هزار درجه) پس چون به شط فرات برسى غسل كن و پاهاى خود را برهنه كن و نعلهاى خود را در دست خود بگير و راه رو مانند راه رفتن بنده ذليل

پنجم آنكه اگر در بين راه زوار پياده ديد كه وامانده و خسته شده و از او استعانتى خواست

تا ممكن شود در كار او اهتمام نموده و او را به منزل برساند و مبادا با او استخفاف و بى اعتنايى نمايد (شيخ كلينى به سند معتبر از أبو هارون روايت كرده كه: من حاضر بودم در خدمت حضرت صادق عليه السلام كه فرمود به مردمى كه در نزد او بودند چه شده از براى شما كه استخفاف مى‌نمائيد به ما پس برخاست از بين آنها مردى از اهل خراسان و گفت پناه مى‌بريم به خدا از آنكه ما استخفاف كنيم به شما يا به چيزى از امر شما فرمود آرى تو خودت يكى از آن اشخاص هستى كه سبك شمردى و خوار نمودى مرا آن مرد گفت پناه مى‌برم به خدا كه من خوار نموده باشم شما را فرمود واى بر تو آيا نشنيدى فلان كس را در وقتى كه نزديك به جحفه بوديم با تو گفت مرا بقدر يك ميل سوار كن كه به خدا سوگند من خسته شدم به خدا سوگند كه تو سر بسوى او بلند نكردى و استخفاف به او نمودى و هر كسى كه مؤمنى را خوار نمايد ما را خوار نموده و حرمت خدا را ضايع كرده) مؤلف گويد كه ما در آداب زيارت در ادب نهم كلامى با روايتى از على بن يقطين كه مناسب است با اين مقام ذكر كرديم به آنجا رجوع كن كه در آن موعظه نيكويى است و اين ادب كه در اينجا ذكر شد اختصاص به زوار امام حسين عليه السلام ندارد لكن چون اين مطلب در راه زيارت آن حضرت خيلى اتفاق مى‌افتد لهذا ما در اينجا ذكر نموديم

ششم [بر تو لازم است كه نيكو مصاحبت بنمايى با هر كه رفيق تو است]

(: از ثقه جليل القدر محمد بن مسلم مروى است كه به حضرت امام محمد باقر عليه السلام عرض كرد كه چون ما به زيارت پدرت حسين بن على عليهما السلام مى‌رويم آيا نه چنان است كه در حجيم فرمود بلى گفت پس بر ما لازم است آنچه بر حاجيان لازم است فرمود كه بر تو لازم است كه نيكو مصاحبت بنمايى با هر كه رفيق تو است و بر تو لازم است كه كم سخن بگويى مگر سخن خير و لازم است بر تو كه ياد خدا بسيار بكنى و لازم است كه جامه‌هايت پاكيزه باشد و لازم است كه غسل كنى پيش از آنكه داخل حاير شوى و لازم است كه با خشوع و رقت باشى و نماز بسيار بكنى و صلوات بر محمد و آل محمد بسيار بفرستى و بايد كه خود را نگاه دارى از چيزهايى كه سزاوار نيست تو را و بايد كه ديده خود را از حرام و شبهه بپوشانى و احسان به برادران مؤمن پريشان خود بكنى و اگر كسى را ببينى كه خرجيش تمام شده او را دستگيرى كنى و خرجى خود را ميان خود و ايشان برابر قسمت كنى و لازم است بر تو تقيه كه قوام دين تو به آن است و پرهيزكارى از چيزهايى كه خدا از آنها نهى كرده است و ترك كنى خصومت و بسيار قسم خوردن و مجادله و منازعه كه در آن قسم باشد پس چون چنين كنى تمام مى‌شود ثواب حج و عمره از براى تو و مستوجب مى‌شوى از جانب آن كسى كه طلب ثواب او كرده به مال خرج كردن و از اهل خود دور افتادن اينكه برگردى به آمرزش گناهان و رحمت و خوشنودى خدا)

هفتم [چون به نينوا رسيدى بارهاى خود را در آنجا بگذار]

(در روايت ابو حمزۀ ثمالى از حضرت صادق عليه السلام در باب زيارت امام حسين عليه السلام منقول است كه: چون به نينوا رسيدى بارهاى خود را در آنجا بگذار و روغن بر خود ممال و سرمه مكش و گوشت مخور مادامى كه در آنجا مقيم مى‌باشى)

هشتم غسل به آب فرات است

كه روايات در فضيلت آن بسيار است (در حديثى از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه غسل كند به آب فرات و زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را از گناهان خالى شود مانند روزى كه از مادر متولد شده باشد و اگر چه گناهان كبيره بوده باشد) (و روايت شده كه: خدمت آن حضرت عرض شد كه بسا شود كه ما به زيارت قبر امام حسين عليه السلام برويم و دشوار باشد بر ما غسل زيارت بسبب سرما يا غير آن فرمود كه هر كه غسل كند در فرات و زيارت كند حسين عليه السلام را نوشته شود براى او از فضيلت آن‌قدر كه به شماره در نيايد) (و از بشير دهان روايت است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: هر كه به زيارت قبر حسين بن على عليهما السلام برود پس وضو بگيرد و غسل كند در فرات برندارد قدمى و نگذارد قدمى مگر آنكه بنويسد حق تعالى براى او حجه و عمره) (و در بعضى روايات است كه: غسل كن از فرات از موضعى كه برابر قبر آن حضرت واقع شود) و خوب است چنانكه از بعضى روايات استفاده مى‌شود چون به فرات برسد صد مرتبه

اَللَّهُ أَكْبَرُو صد مرتبهلاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُو صد مرتبه صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت بفرستد

نهم چون خواستى داخل حاير مقدس شوى از درى كه در جانب مشرق واقع است داخل شو

چنانكه حضرت صادق عليه السلام به يوسف كناسى فرمودند

دهم [بر در روضه بايست و بخوان اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اَللَّهِ الخ]

(در روايت ابن قولويه است كه: حضرت صادق عليه السلام به مفضل بن عمر فرمود كه اى مفضل چون برسى به قبر امام حسين عليه السلام بر در روضه بايست و اين كلمات را بخوان كه ترا به هر كلمه نصيبى از رحمت الهى خواهد بود

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عَلِيٍّ وَصِيِّ رَسُولِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ اَلْحَسَنِ اَلرَّضِيِّ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلشَّهِيدُ اَلصِّدِّيقُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلْوَصِيُّ اَلْبَارُّ اَلتَّقِيُّ اَلسَّلاَمُ عَلَى اَلْأَرْوَاحِ اَلَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ اَلسَّلاَمُ عَلَى مَلاَئِكَةِ اَللَّهِ اَلْمُحْدِقِينَ بِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ اَلصَّلاَةَ وَ آتَيْتَ اَلزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اَللَّهَ مُخْلِصاً حَتّٰى أَتَاكَ اَلْيَقِينُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُپس بسوى قبر روانه مى‌شوى و به هر قدمى كه بر مى‌دارى يا مى‌گذارى مثل ثواب كسى دارى كه در خون خود دست و پا زده باشد در راه خدا پس چون به نزديك قبر برسى دست بر قبر بمال و بگو

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِپس مى‌روى و متوجه نماز مى‌شوى و بهر ركعت كه مى‌كنى نزد آن حضرت مثل ثواب كسى دارى كه حج و عمره هزار مرتبه كرده باشد و هزار بنده را آزاد كرده باشد و هزار مرتبه از براى خدا به جهاد ايستاده باشد با پيغمبر مرسل) الخبر

In the printed edition: page 413–416

Source: كليات مفاتيح الجنان، شیخ عباس قمی — کتابخانه مدرسه فقاهت