[مداخله نااهلان به كتب حديث و اخبار]
پس اين زيادتيها كه بعضى بعد از اين ذكر كردهاند فِي اَلْجِنَانِ مَعَ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلصِّدِّيقِينَ وَ اَلشُّهَدَاءِ وَ اَلصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً اَلسَّلاَمُ عَلَى مَنْ كَانَ فِي اَلْحَائِرِ مِنْكُمْ وَ عَلَى مَنْ لَمْ يَكُنْ فِي اَلْحَائِرِ مَعَكُمْ الخ تمامى اينها زيادى و فضولى است شيخ ما در كتاب لؤلؤ مرجان فرموده اين كلمات كه متضمن چند دروغ واضح است علاوه بر جسارت ارتكاب بر بدعت و جسارت افزودن بر فرموده امام عليه السلام چنان شايع و متعارف شده كه البته چند هزار مرتبه در شب و روز در حضور مرقد منور ابى عبد الله الحسين عليه السلام و محضر ملائكۀ مقربين و مطاف انبيا و مرسلين عليهم السلام به آواز بلند خوانده مىشود و احدى بر ايشان ايراد نمىكند و از گفتن اين دروغ و ارتكاب اين معصيت نهى نمىنمايند و كمكم اين كلمات در مجموعههايى كه در زيارت و ادعيه احمقان از عوام جمع مىكنند و گاهى اسمى براى آن مىگذارند جمع شده و چاپ رسيده و منتشر گشته و از مجموعه اين احمق به مجموعه آن احمق نقل گرديده و كار به جايى رسيده كه بر بعضى طلبه مشتبه شده روزى طلبهاى را ديدم كه آن دروغهاى قبيحه را براى شهدا مىخواند دست بر كتفش گذاشتم ملتفت من شد گفتم از اهل علم قبيح نيست چنين اكاذيب در چنين محضرى گفت مگر مروى نيست تعجب كردم گفتم نه گفت در كتابى ديدم گفتم در كدام كتاب گفت مفتاح الجنان ساكت شدم چه كسى كه در بىاطلاعى كارش به اينجا رسد كه جمع كرده بعضى عوام را كتاب شمرد و مستند قرار دهد قابل سخن گفتن نيست پس شيخ مرحوم كلام را در اين مقام طول داده و فرموده كه به حال خود گذاشتن عوام در امثال اين امور جزئيه و بدعتهاى مختصره مثل غسل اويس قرن و آش ابو الدرداء تابع و مخلص حقيقى معاويه و روزه صمت كه در روز سخن نگويند و غير آن كه احدى بر مقام نهى برنيامده سبب تجرى شده كه در هر ماه و سال پيغمبر و امام تازه پيدا مىشود و دسته دسته از دين خدا بيرون مىروند انتهى كلامه رفع مقامه اين فقير گويد خوب تامل كن در فرمايش اين عالم جليل كه مطلع است بر مذاق شرع مقدس چگونه اين مطلب همى عظيم و عقدهاى بزرگ در دل او گرديده چون مىداند مفاسد اين كار را بر خلاف آنان كه از علوم اهل بيت عليهم السلام محروم و بى بهره ماندند و به دانستن ضغثى از اصطلاحات و الفاظ اكتفا كردند كه امثال اين مطالب را چيزى ندانند بلكه تصحيح و تصويب نموده و عمل بر وفق آن نمايند لا جرم كار به جايى رسد كه كتاب مصباح المتهجد و اقبال و مهج الدعوات و جمال الاسبوع و مصباح الزائر و بلد الامين و جنه الواقيه و مفتاح الفلاح و مقباس و ربيع الاسابيع و تحفه و زاد المعاد و امثال اين كتب متروك و مهجور شود و اين مجموعههاى احمقانه شايع شود كه در دعاى مجير كه از دعاهاى معتبره مرويه است در هشتاد موضع آن كلمه بعفوك زياد كنند و كسى انكار نكند و در دعاى جوشن كه مشتمل بر صد فصل است براى هر فصلى يك خاصيتى وضع كنند و با بودن اين همه زيارات ماثوره زيارت مفجعه جعل كنند و با بودن اين همه دعاهاى معتبره مرويه با مضامين عاليه و كلمات فصيحه بليغه دعايى بىربط در كمال برودت جعل نمايند و نام او را دعاى حبى گذارند و از كنگره عرش آن را نازل نمايند و چندان فضيلت براى او وضع نمايند كه انسان را متحير و سراسيمه نمايد از جمله آنكه العياذ بالله جبرئيل به حضرت رسول صلى الله عليه و آله از جانب حق سبحانه و تعالى گفته باشد كه هر بنده كه اين دعا را با خود دارد او را عذاب نكنم اگر چه مستوجب جهنم باشد و عمر خود را به معصيت گذرانده باشد و مرا در هيچوقت سجده نكرده باشد من آن بنده را ثواب هفتاد هزار پيغمبر بدهم و ثواب هفتاد هزار زاهد و ثواب هفتاد هزار شهيد بدهم و ثواب هفتاد هزار نمازگزار بدهم و ثواب هفتاد هزار برهنه كه پوشانيده باشد بدهم و ثواب هفتاد هزار گرسنه كه سير كرده باشد بدهم و ثواب به عدد ريگهاى بيابانها بدهم و ثواب هفتاد هزار بقعه زمين بدهم و ثواب مهر نبوت رسالت پناه بدهم و ثواب عيسى روح الله و ابراهيم خليل الله بدهم و ثواب اسماعيل ذبيح الله و موسى كليم الله و يعقوب نبى الله و آدم صفى الله و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و فرشتگان بدهم يا محمد هر كه اين دعاى بزرگوار حبى را بخواند يا با خود دارد بيامرزم او را و شرم دارم كه عذاب كنم الخ و شايسته است كه انسان از شنيدن اينها عوض خنده گريه كند كتب ادعيه شيعه كه به مرتبهاى متقن و محكم بوده كه غالب آنها كه استنساخ مىنمودند خودشان از اهل علم بودند و از روى نسخى كه به خط اهل علم و تصحيح شده علما بوده مقابله و تصحيح مىنمودند و اگر اختلافى بود در حاشيهاش به آن اشاره مىكردند مثلا در دعاى مكارم الاخلاق
وَ بَلِّغْ بِإِيمَانِيدر حاشيهاش اشاره مىكنند در نسخه ابن اشناس
وَ أَبْلِغْ بِإِيمَانِياست و در روايت ابن شاذان
اَللَّهُمَّ أَبْلِغْ إِيمَانِياست يا مثلا فلان كلمه به خط ابن سكون چنين است و به خط شهيد چنين و هكذا كارش به جايى رسيده كه منحصر به كتاب مفتاح شده كه فىالجمله وصفش را شنيدى و اين كتاب مرجع عوام و خواص و عرب و عجم گرديده و اين نيست جز از بىاعتنايى اهل علم به حديث و اخبار و رجوع نكردن به كتب علما و فقهاى اهل بيت اطهار و نهى ننمودن از امثال اين بدع و اضافات و دس وضاعين و تحريف جاهلين و جلو نگرفتن از نااهلان و از تصرفات بىخردان تا كار به جايى رسيده كه دعاها موافق سليقهها تلفيق شده و زيارتها و مفجعهها و صلواتها اختراع شده و مجموعههاى بسيار از دعاهاى دس شده چاپ شده و بچه مفتاحها متولد گشته و كمكم سرايت كرده به ساير كتب رسيده و شايع و رواج گشته مثلا كتاب منتهى الآمال اين احقر را تازه طبع كردند بعض از كتاب آن به سليقه خود در آن تصرفاتى نموده از جمله در أحوال مالك بن يسر ملعون نوشته از دعاى امام حسين عليه السلام هر دو دست او از كار افتاده بود الحمد لله در تابستان مانند دو چوب خشك مىگرديد الحمد لله و در زمستان خون از آنها مىچكيد الحمد لله و بر اين حال خسران مال بود الحمد لله در اين دو سطر عبارت چهار لفظ الحمد لله كاتب موافق سليقۀ خود جزء كرده و نيز در بعضى جاها بعد از اسم جناب زينب يا ام كلثوم به سليقۀ خود لفظ خانم زياد كرده كه زينب خانم و ام كلثوم خانم گفته شود كه تجليل از آن مخدرات شود و حميد بن قحطبه را چون دشمن داشته بواسطۀ بدى او حميد بن قحبه نوشته و لكن احتياط كرده قحطبه را نسخه بدل او نوشته و عبد ربه را صلاح ديده عبد الله نوشته شود و زحر بن قيس كه به حاء مهمله است در هر كجا بوده به جيم نوشته و ام سلمه را غلط دانسته و تا ممكنش بوده ام السلمه كرده الى غير ذلك و غرضم از ذكر اين مطلب در اينجا دو چيز بود يكى آنكه اين تصرفاتى را كه اين شخص كرده به سليقۀ خود اين را كمال دانسته و خلافش را ناقص فرض كرده و حال آنكه همين چيزى كه او كمال دانسته باعث نقصان شده پس از اينجا قياس كنيم كه چيزهايى كه ما از روى جهل و نادانى در دعاها و زيارات داخل مىكنيم يا به سليقۀ ناقص خود بعض تصرفات مىنماييم و آن را كمال فرض مىنماييم بدانيم كه همان چيزها پيش اهلش سبب نقصان و بىاعتبارى آن دعا يا زيارت خواهد بود پس شايسته است كه ما بهيچ وجه در اين باب مداخله نكنيم و هر چه دستور العمل دادند به همان رفتار نموده و از آن تخطى ننماييم و ديگر غرضم آن بود كه معلوم شود هر گاه نسخهاى كه مؤلفش زنده و حاضر و نگهبان او باشد اينطور كنند با او، ديگر با ساير نسخ چه خواهند كرد و به كتابهاى چاپى ديگر چه اعتماد است مگر كتابى كه از مصنفات مشهوره علماى معروفين باشد و به نظر ثقه از علماى آن فن رسيده و امضا فرموده باشد (: روايت شده در حال ثقه جليل فقيه مقدم در اصحاب ائمه عليهم السلام يونس بن عبد الرحمن كه كتابى در اعمال شبانه روز نوشته بود جناب ابو هاشم جعفرى آن كتاب را به نظر مبارك حضرت عسكرى عليه السلام رسانيد حضرت تمام آن را مطالعه و تصفح فرمود پس از آن فرمود
هَذَا دِينِي وَ دِينُ آبَائِي كُلُّهُ وَ هُوَ اَلْحَقُّ كُلُّهُهمه اين دين من و دين پدران من است و تمامش حق است) ملاحظه كن كه ابو هاشم جعفرى با آنكه بر كثرت علم و فقاهت و جلالت و ديانت جناب يونس مطلع بوده است به همين اكتفا نكرده در عمل كردن از روى كتاب او تا آنكه آن را به نظر مبارك امام خود رسانيده (و نيز روايت شده: از بورق شنجانى هراتى كه مردى معروف به صدق و صلاح و ورع بوده كه در سامره خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام رسيد و كتاب يوم و ليله شيخ جليل القدر فضل بن شاذان نيشابورى را به آن حضرت داد و گفت فدايت شوم مىخواهم در اين كتاب نظر فرمايى و ورق ورق آن را ملاحظه نمايى حضرت فرمود
هَذَا صَحِيحٌ يَنْبَغِي أَنْ تَعْمَلَ بِهِاين كتاب صحيح است و شايسته است كه به آن عمل نمايى) الى غير ذلك و اين احقر با اينكه مىدانستم مذاق مردم اين زمان و عدم اهتمام ايشان را در امثال اين امور براى اتمام حجت سعى و كوشش بسيار كردم كه دعاها و زيارات منقوله در اين كتاب حتى الامكان از نسخههاى اصل نقل شود و بر نسخ متعدده عرضه شود و به قدرى كه از عهده بر آيم تصحيح آن نمايم تا عامل به آن از روى اطمينان عمل نمايد إن شاء الله بشرط آنكه كاتبين و ناسخين تصرف در آن ننمايند و خوانندهها اختراع و سليقههاى خود را كنار گذارند (شيخ كلينى رضي الله عنه از عبد الرحيم قصير نقل كرده كه: خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيد و عرض كرد فدايت شوم من از پيش خود دعايى اختراع كردهام حضرت فرمود بگذار مرا از اختراع خود يعنى آن را كنار گذار و براى من نقل مكن و نگذاشت كه آن دعاى جمع كرده خود را نقل كند و خود حضرت براى او دستور العملى لطف فرمود) (و شيخ صدوق عطر الله مرقده روايت كرده از عبد الله بن سنان كه گفت حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: زود است مىرسد به شما شبهه پس ميمانيد بدون نشانه و راهنما و پيشواى هدايت كننده و نجات نمىيابد در آن شبهه مگر كسى كه بخواند دعاى غريق را گفتم چگونه است دعاى غريق فرمود مىگويى
يَا اَللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ اَلْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَپس گفتم
يَا مُقَلِّبَ اَلْقُلُوبِ وَ اَلْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَحضرت فرمود به درستى كه خداوند عز و جل مقلب است قلوب و ابصار را لكن بگو چنانكه من مىگويم
يَا مُقَلِّبَ اَلْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ) كافى است تأمل در اين دو حديث شريف براى تنبه كسانى كه در دعاها به سليقه خود بعضى كلمات زياد مىكنند و پارهاى تصرفات مىنمايند و الله العاصم
مطلب دوم در زيارت حضرت عباس بن على بن ابى طالب عليهم السلام است
شيخ اجل جعفر بن قولويه قمى به سند معتبر از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: چون اراده نمايى كه زيارت كنى قبر عباس بن على عليهما السلام را و آن بر كنار فرات محاذى حاير است مىايستى بر در روضه و مىگويى
سَلاَمُ اَللَّهِ وَ سَلاَمُ مَلاَئِكَتِهِ اَلْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ اَلْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ اَلصَّالِحِينَ وَ جَمِيعِ اَلشُّهَدَاءِ وَ اَلصِّدِّيقِينَ [وَ] اَلزَّاكِيَاتُ اَلطَّيِّبَاتُ فِيمَا تَغْتَدِي وَ تَرُوحُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ اَلتَّصْدِيقِ وَ اَلْوَفَاءِ وَ اَلنَّصِيحَةِ لِخَلَفِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْمُرْسَلِ وَ اَلسِّبْطِ اَلْمُنْتَجَبِ وَ اَلدَّلِيلِ اَلْعَالِمِ وَ اَلْوَصِيِّ اَلْمُبَلِّغِ وَ اَلْمَظْلُومِ اَلْمُهْتَضَمِ فَجَزَاكَ اَللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ عَنِ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمْ أَفْضَلَ اَلْجَزَاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَ اِحْتَسَبْتَ وَ أَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَى اَلدَّارِ لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ وَ اِسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ حَالَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مَاءِ اَلْفُرَاتِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قُتِلْتَ مَظْلُوماً وَ أَنَّ اَللَّهَ مُنْجِزٌ لَكُمْ مَا وَعَدَكُمْ جِئْتُكَ يَا اِبْنَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَافِداً إِلَيْكُمْ وَ قَلْبِي مُسَلِّمٌ لَكُمْ وَ تَابِعٌ وَ أَنَا لَكُمْ تَابِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَحْكُمَ اَللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ اَلْحَاكِمِينَ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ إِنِّي بِكُمْ وَ بِإِيَابِكُمْ [وَ بِآبَائِكُمْ] مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ بِمَنْ خَالَفَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ مِنَ اَلْكَافِرِينَ قَتَلَ اَللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ بِالْأَيْدِي وَ اَلْأَلْسُنِپس داخل روضه شو و خود را به ضريح بچسبان و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُ اَلْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ سَلَّمَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ أَشْهَدُ وَ أُشْهِدُ اَللَّهَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ اَلْبَدْرِيُّونَ وَ اَلْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ اَلْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِي جِهَادِ أَعْدَائِهِ اَلْمُبَالِغُونَ فِي نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ اَلذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ فَجَزَاكَ اَللَّهُ أَفْضَلَ اَلْجَزَاءِ وَ أَكْثَرَ اَلْجَزَاءِ وَ أَوْفَرَ اَلْجَزَاءِ وَ أَوْفَى جَزَاءِ أَحَدٍ مِمَّنْ وَفَى بِبَيْعَتِهِ وَ اِسْتَجَابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَ أَطَاعَ وُلاَةَ أَمْرِهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَالَغْتَ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَعْطَيْتَ غَايَةَ اَلْمَجْهُودِ فَبَعَثَكَ اَللَّهُ فِي اَلشُّهَدَاءِ وَ جَعَلَ رُوحَكَ مَعَ أَرْوَاحِ اَلسُّعَدَاءِ وَ أَعْطَاكَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلاً وَ أَفْضَلَهَا غُرَفاً وَ رَفَعَ ذِكْرَكَ فِي عِلِّيِّينَ [فِي اَلْعَالَمِينَ] وَ حَشَرَكَ مَعَ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلصِّدِّيقِينَ وَ اَلشُّهَدٰاءِ وَ اَلصّٰالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولٰئِكَ رَفِيقاً أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ وَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِيِّينَ فَجَمَعَ اَللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ رَسُولِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ فِي مَنَازِلِ اَلْمُخْبِتِينَ فَإِنَّهُ أَرْحَمُ اَلرّٰاحِمِينَمؤلف گويد كه خوب است اين زيارت را پشت سر قبر رو به قبله بخوانى چنانكه شيخ در تهذيب فرموده ثم ادخل فانكب على القبر و قل و أنت مستقبل القبلة
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُو نيز بدان كه زيارت جناب عباس موافق روايت مذكور همين بود كه ذكر شد لكن سيد بن طاوس و شيخ مفيد و ديگران بعد از اين فرمودهاند كه پس برو بسمت بالا سر و دو ركعت نماز كن و بعد از آن آنچه خواهى نماز كن و بخوان خدا را بسيار و بگو در عقب نماز:
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لاَ تَدَعْ لِي فِي هَذَا اَلْمَكَانِ اَلْمُكَرَّمِ وَ اَلْمَشْهَدِ اَلْمُعَظَّمِ ذَنْباً إِلاَّ غَفَرْتَهُ وَ لاَ هَمّاً إِلاَّ فَرَّجْتَهُ وَ لاَ مَرَضاً إِلاَّ شَفَيْتَهُ وَ لاَ عَيْباً إِلاَّ سَتَرْتَهُ وَ لاَ رِزْقاً إِلاَّ بَسَطْتَهُ وَ لاَ خَوْفاً إِلاَّ آمَنْتَهُ وَ لاَ شَمْلاً إِلاَّ جَمَعْتَهُ وَ لاَ غَائِباً إِلاَّ حَفِظْتَهُ وَ أَدْنَيْتَهُ وَ لاَ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ لَكَ فِيهَا رِضًى وَ لِي فِيهَا صَلاَحٌ إِلاَّ قَضَيْتَهَا يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَپس برگرد بسوى ضريح و نزد پاها بايست و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا اَلْفَضْلِ اَلْعَبَّاسَ اِبْنَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ سَيِّدِ اَلْوَصِيِّينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ أَوَّلِ اَلْقَوْمِ إِسْلاَماً وَ أَقْدَمِهِمْ إِيمَاناً وَ أَقْوَمِهِمْ بِدِينِ اَللَّهِ وَ أَحْوَطِهِمْ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَخِيكَ فَنِعْمَ اَلْأَخُ اَلْمُوَاسِي فَلَعَنَ اَللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ أُمَّةً اِسْتَحَلَّتْ مِنْكَ اَلْمَحَارِمَ وَ اِنْتَهَكَتْ حُرْمَةَ اَلْإِسْلاَمِ فَنِعْمَ اَلصَّابِرُ اَلْمُجَاهِدُ اَلْمُحَامِي اَلنَّاصِرُ وَ اَلْأَخُ اَلدَّافِعُ عَنْ أَخِيهِ اَلْمُجِيبُ إِلَى طَاعَةِ رَبِّهِ اَلرَّاغِبُ فِيمَا زَهِدَ فِيهِ غَيْرُهُ مِنَ اَلثَّوَابِ اَلْجَزِيلِ وَ اَلثَّنَاءِ اَلْجَمِيلِ وَ أَلْحَقَكَ [فَأَلْحَقَكَ] اَللَّهُ بِدَرَجَةِ آبَائِكَ فِي جَنَّاتِ اَلنَّعِيمِ اَللَّهُمَّ إِنِّي تَعَرَّضْتُ لِزِيَارَةِ أَوْلِيَائِكَ رَغْبَةً فِي ثَوَابِكَ وَ رَجَاءً لِمَغْفِرَتِكَ وَ جَزِيلِ إِحْسَانِكَ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ وَ أَنْ تَجْعَلَ رِزْقِي بِهِمْ دَارّاً وَ عَيْشِي بِهِمْ قَارّاً وَ زِيَارَتِي بِهِمْ مَقْبُولَةً وَ حَيَاتِي بِهِمْ طَيِّبَةً وَ أَدْرِجْنِي إِدْرَاجَ اَلْمُكْرَمِينَ وَ اِجْعَلْنِي مِمَّنْ يَنْقَلِبُ مِنْ زِيَارَةِ مَشَاهِدِ أَحِبَّائِكَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً قَدِ اِسْتَوْجَبَ غُفْرَانَ اَلذُّنُوبِ وَ سَتْرَ اَلْعُيُوبِ وَ كَشْفَ اَلْكُرُوبِ إِنَّكَ أَهْلُ اَلتَّقْوىٰ وَ أَهْلُ اَلْمَغْفِرَةِو چون خواهى وداع كنى آن حضرت را پس برو به نزد قبر شريف و بگو اين را كه در روايت ابو حمزه ثمالى است و علما نيز ذكر كردهاند
أَسْتَوْدِعُكَ اَللَّهَ وَ أَسْتَرْعِيكَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمَ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِكِتَابِهِ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ اَللَّهُمَّ فَاكْتُبْنٰا مَعَ اَلشّٰاهِدِينَ اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْهُ آخِرَ اَلْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي قَبْرَ اِبْنِ أَخِي رَسُولِكَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اُرْزُقْنِي زِيَارَتَهُ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي وَ اُحْشُرْنِي مَعَهُ وَ مَعَ آبَائِهِ فِي اَلْجِنَانِ وَ عَرِّفْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَسُولِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَوَفَّنِي عَلَى اَلْإِيمَانِ بِكَ وَ اَلتَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ وَ اَلْوِلاَيَةِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ وَ اَلْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ يَا رَبِّي بِذَلِكَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍپس دعا كن از براى خود و از براى پدر و مادر و مؤمنين و مسلمين و اختيار كن از دعاها هر دعايى كه مىخواهى مؤلف گويد كه روايت شده (در خبرى از حضرت سيد سجاد عليه السلام آنچه حاصلش آن است كه فرمودند: خدا رحمت كند عباس را كه ايثار كرد بر خود برادر خود را و جان خود را فداى آن حضرت نمود تا آنكه در يارى او دو دستش را قطع كردند و حق تعالى در عوض دو دست او دو بال به او عنايت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت مانند جعفر بن ابى طالب پرواز مىكند و از براى عباس عليه السلام در نزد خداوند منزلتى است در روز قيامت كه مغبوط جميع شهدا است و جميع شهدا را آرزوى مقام او است) و نقل شده كه حضرت عباس عليه السلام در وقت شهادت سى و چهار ساله بود و آنكه ام البنين مادر عباس عليه السلام در ماتم او و برادران اعيانى او بيرون مدينه در بقيع مىشد و در ماتم ايشان چنان ندبه و گريه مىكرد كه هر كه از آنجا مىگذشت گريان مىگشت گريستن دوستان عجبى نيست مروان بن الحكم كه بزرگتر دشمنى بود خاندان نبوت را چون بر ام البنين عبور مىكرد از اثر گريۀ او گريه مىكرد و اين اشعار از ام البنين در مرثيه حضرت ابو الفضل عليه السلام و ديگر پسرانش نقل شدهيَا مَنْ رَأَى اَلْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ اَلنَّقَدِوَ وَرَاهُ مِنْ أَبْنَاءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذِي لَبَدٍ أُنْبِئْتُ أَنَّ اِبْنِي أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ يَدٍ وَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ اَلْعَمَدِ لَوْ كَانَ سَيْفُكَ فِي يَدِيْكَ لَمَا دَنَا مِنْهُ أَحَدٌ وَ لَهَا أَيْضاًلاَ تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ اَلْبَنِينَتَنَازَعَ اَلْخِرْصَانُ أَشْلاَءَهُمْفَكُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِيعاً طَعِينَ يَا لَيْتَ شِعْرِي أَ كَمَا أَخْبَرُوا بِأَنَّ عَبَّاساً قَطِيعُ اَلْيَمِينِ
أَسْتَوْدِعُكَ اَللَّهَ وَ أَسْتَرْعِيكَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمَ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِكِتَابِهِ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ اَللَّهُمَّ فَاكْتُبْنٰا مَعَ اَلشّٰاهِدِينَ اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْهُ آخِرَ اَلْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي قَبْرَ اِبْنِ أَخِي رَسُولِكَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اُرْزُقْنِي زِيَارَتَهُ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي وَ اُحْشُرْنِي مَعَهُ وَ مَعَ آبَائِهِ فِي اَلْجِنَانِ وَ عَرِّفْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَسُولِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَوَفَّنِي عَلَى اَلْإِيمَانِ بِكَ وَ اَلتَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ وَ اَلْوِلاَيَةِ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ وَ اَلْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ يَا رَبِّي بِذَلِكَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍپس دعا كن از براى خود و از براى پدر و مادر و مؤمنين و مسلمين و اختيار كن از دعاها هر دعايى كه مىخواهى مؤلف گويد كه روايت شده (در خبرى از حضرت سيد سجاد عليه السلام آنچه حاصلش آن است كه فرمودند: خدا رحمت كند عباس را كه ايثار كرد بر خود برادر خود را و جان خود را فداى آن حضرت نمود تا آنكه در يارى او دو دستش را قطع كردند و حق تعالى در عوض دو دست او دو بال به او عنايت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت مانند جعفر بن ابى طالب پرواز مىكند و از براى عباس عليه السلام در نزد خداوند منزلتى است در روز قيامت كه مغبوط جميع شهدا است و جميع شهدا را آرزوى مقام او است) و نقل شده كه حضرت عباس عليه السلام در وقت شهادت سى و چهار ساله بود و آنكه ام البنين مادر عباس عليه السلام در ماتم او و برادران اعيانى او بيرون مدينه در بقيع مىشد و در ماتم ايشان چنان ندبه و گريه مىكرد كه هر كه از آنجا مىگذشت گريان مىگشت گريستن دوستان عجبى نيست مروان بن الحكم كه بزرگتر دشمنى بود خاندان نبوت را چون بر ام البنين عبور مىكرد از اثر گريۀ او گريه مىكرد و اين اشعار از ام البنين در مرثيه حضرت ابو الفضل عليه السلام و ديگر پسرانش نقل شدهيَا مَنْ رَأَى اَلْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ اَلنَّقَدِوَ وَرَاهُ مِنْ أَبْنَاءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذِي لَبَدٍ أُنْبِئْتُ أَنَّ اِبْنِي أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ يَدٍ وَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ اَلْعَمَدِ لَوْ كَانَ سَيْفُكَ فِي يَدِيْكَ لَمَا دَنَا مِنْهُ أَحَدٌ وَ لَهَا أَيْضاًلاَ تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ اَلْبَنِينَتَنَازَعَ اَلْخِرْصَانُ أَشْلاَءَهُمْفَكُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِيعاً طَعِينَ يَا لَيْتَ شِعْرِي أَ كَمَا أَخْبَرُوا بِأَنَّ عَبَّاساً قَطِيعُ اَلْيَمِينِ
مطلب سوم در زيارات مخصوصۀ حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام است
و آن چند زيارت است
اول زيارت اول رجب و نيمه آن و نيمه شعبان است
(از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه: هر كه زيارت كند امام حسين عليه السلام را در روز اول ماه رجب البته حق تعالى بيامرزد او را) (و از ابن ابى نصر منقول است كه: از حضرت امام رضا عليه السلام سؤال كرد كه در كدام وقت بهتر است كه زيارت كنيم امام حسين عليه السلام را فرمود كه در نصف رجب و نصف شعبان) شيخ مفيد و سيد بن طاوس ذكر كردهاند كه اين زيارت كه ذكر مىشود براى روز اول رجب و شب نيمه شعبان است و لكن شهيد علاوه كرده بر آن شب اول رجب و شب و روز نيمه رجب و روز نيمه شعبان را پس بحسب فرموده ايشان اين زيارت براى شش وقت است و كيفيت آن زيارت اين است هر گاه خواستى زيارت كنى ابا عبد الله الحسين عليه السلام را در اين اوقات غسل كن و پاكيزهترين جامههاى خود را بپوش و بايست بر در قبه مطهره آن حضرت رو به قبله و سلام كن بر جناب رسول خدا صلى الله عليه و آله و بر امير المؤمنين و بر حضرت فاطمه و بر امام حسن و امام حسين و بر باقى امامان صلوات الله عليهم أجمعين و بعد از اين بيايد در اذن دخول زيارت عرفه كيفيت سلام كردن بر اين بزرگواران [142]: پس داخل شو و بايست نزد ضريح مقدس و صد مرتبه بگو
اَللَّهُ أَكْبَرُپس بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ خَاتَمِ اَلنَّبِيِّينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ سَيِّدِ اَلْمُرْسَلِينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ سَيِّدِ اَلْوَصِيِّينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اَللَّهِ وَ اِبْنَ وَلِيِّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اَللَّهِ وَ اِبْنَ صَفِيِّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اَللَّهِ وَ اِبْنَ حُجَّتِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اَللَّهِ وَ اِبْنَ حَبِيبِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا سَفِيرَ اَللَّهِ وَ اِبْنَ سَفِيرِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ اَلْكِتَابِ اَلْمَسْطُورِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ اَلزَّبُورِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اَلرَّحْمَنِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا شَرِيكَ اَلْقُرْآنِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ اَلدِّينِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَابَ حِكْمَةِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَابَ حِطَّةٍ اَلَّذِي مَنْ دَخَلَهُ كَانَ مِنَ اَلْآمِنِينَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ عِلْمِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْضِعَ سِرِّ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اَللَّهِ وَ اِبْنَ ثَارِهِ وَ اَلْوِتْرَ اَلْمَوْتُورَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى اَلْأَرْوَاحِ اَلَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ اَلْمُصِيبَةُ وَ جَلَّتِ اَلرَّزِيَّةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ اَلْإِسْلاَمِ فَلَعَنَ اَللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ اَلظُّلْمِ وَ اَلْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ لَعَنَ اَللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ اَلَّتِي رَتَّبَكُمُ اَللَّهُ فِيهَا بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَشْهَدُ لَقَدِ اِقْشَعَرَّتْ لِدِمَائِكُمْ أَظِلَّةُ اَلْعَرْشِ مَعَ أَظِلَّةِ اَلْخَلاَئِقِ وَ بَكَتْكُمُ اَلسَّمَاءُ وَ اَلْأَرْضُ وَ سُكَّانُ اَلْجِنَانِ وَ اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْكَ عَدَدَ مَا فِي عِلْمِ اَللَّهِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اَللَّهِ إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اِسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ اِسْتِنْصَارِكَ فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ كٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً أَشْهَدُ أَنَّكَ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ طَهُرْتَ وَ طَهُرَتْ بِكَ اَلْبِلاَدُ وَ طَهُرَتْ أَرْضٌ أَنْتَ بِهَا [فِيهَا] وَ طَهُرَ حَرَمُكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ [قَدْ] أَمَرْتَ بِالْقِسْطِ وَ اَلْعَدْلِ وَ دَعَوْتَ إِلَيْهِمَا وَ أَنَّكَ صَادِقٌ صِدِّيقٌ صَدَقْتَ فِيمَا دَعَوْتَ إِلَيْهِ وَ أَنَّكَ ثَارُ اَللَّهِ فِي اَلْأَرْضِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اَللَّهِ وَ عَنْ جَدِّكَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ عَنْ أَبِيكَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ عَنْ أَخِيكَ اَلْحَسَنِ وَ نَصَحْتَ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ عَبَدْتَهُ مُخْلِصاً حَتَّى أَتَاكَ اَلْيَقِينُ فَجَزَاكَ اَللَّهُ خَيْرَ جَزَاءِ اَلسَّابِقِينَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْكَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى اَلْحُسَيْنِ اَلْمَظْلُومِ اَلشَّهِيدِ اَلرَّشِيدِ قَتِيلِ اَلْعَبَرَاتِ وَ أَسِيرِ اَلْكُرُبَاتِ صَلاَةً نَامِيَةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةً يَصْعَدُ أَوَّلُهَا وَ لاَ يَنْفَدُ آخِرُهَا أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلاَدِ أَنْبِيَائِكَ اَلْمُرْسَلِينَ يَا إِلَهَ اَلْعَالَمِينَآنگاه قبر مطهر را ببوس و روى راست خود را بر قبر گذار و بعد از آن روى چپ را آنگاه دور قبر بگرد و طواف كن و چهار جانب قبر را ببوس شيخ مفيد رحمة الله عليه فرموده آنگاه برو بسوى قبر على بن الحسين عليه السلام و بايست نزد قبر آن جناب و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلصِّدِّيقُ اَلطَّيِّبُ اَلزَّكِيُّ اَلْحَبِيبُ اَلْمُقَرَّبُ وَ اِبْنَ رَيْحَانَةِ رَسُولِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنْ شَهِيدٍ مُحْتَسِبٍ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ مَا أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَشْرَفَ مُنْقَلَبَكَ أَشْهَدُ لَقَدْ شَكَرَ اَللَّهُ سَعْيَكَ وَ أَجْزَلَ ثَوَابَكَ وَ أَلْحَقَكَ بِالذِّرْوَةِ اَلْعَالِيَةِ حَيْثُ اَلشَّرَفُ كُلُّ اَلشَّرَفِ [وَ فِي اَلْغُرَفِ اَلسَّامِيَةِ] كَمَا مَنَّ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَكَ مِنْ أَهْلِ اَلْبَيْتِ اَلَّذِينَ أَذْهَبَ اَللَّهُ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ رِضْوَانُهُ فَاشْفَعْ أَيُّهَا اَلسَّيِّدُ اَلطَّاهِرُ إِلَى رَبِّكَ فِي حَطِّ اَلْأَثْقَالِ عَنْ ظَهْرِي وَ تَخْفِيفِهَا عَنِّي وَ اِرْحَمْ ذُلِّي وَ خُضُوعِي لَكَ وَ لِلسَّيِّدِ أَبِيكَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْكُمَاپس بچسبان خود را بر قبر و بگو
زَادَ اَللَّهُ فِي شَرَفِكُمْ فِي اَلْآخِرَةِ كَمَا شَرَّفَكُمْ فِي اَلدُّنْيَا وَ أَسْعَدَكُمْ كَمَا أَسْعَدَ بِكُمْ وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَعْلاَمُ اَلدِّينِ وَ نُجُومُ اَلْعَالَمِينَ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُپس رو كن بسوى شهدا و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ اَللَّهِ وَ أَنْصَارَ رَسُولِهِ وَ أَنْصَارَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ أَنْصَارَ فَاطِمَةَ وَ أَنْصَارَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ وَ أَنْصَارَ اَلْإِسْلاَمِ أَشْهَدُ [أَنَّكُمْ] لَقَدْ نَصَحْتُمْ لِلَّهِ وَ جَاهَدْتُمْ فِي سَبِيلِهِ فَجَزَاكُمُ اَللَّهُ عَنِ [مِنَ] اَلْإِسْلاَمِ وَ أَهْلِهِ أَفْضَلَ اَلْجَزَاءِ فُزْتُمْ وَ اَللَّهِ فَوْزاً عَظِيماً يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّكُمْ تُرْزَقُونَ أَشْهَدُ أَنَّكُمُ اَلشُّهَدَاءُ وَ اَلسُّعَدَاءُ وَ أَنَّكُمْ اَلْفَائِزُونَ فِي دَرَجَاتِ اَلْعُلَى وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُبعد از آن بازگرد و بيا نزديك سر مبارك آن حضرت و نماز زيارت بكن و دعا كن براى خود و پدر و مادر خود و براى برادران مؤمن و بدان كه سيد بن طاوس براى حضرت على اكبر و شهدا قدس الله أرواحهم زيارتى مشتمل بر اسامى آنها نقل كرده ما بملاحظۀ اختصار و شيوع و اشتهار آن آن را ذكر ننموديم [143]
دوم زيارت نيمه رجب غير از زيارتى كه گذشت
و آن زيارتى است كه شيخ مفيد رحمة الله عليه در مزار نقل كرده كه از زيارات مخصوصه نصف رجب است كه آن را غفيله مىگويند يعنى نيمه رجب را غفيله مىگويند نه زيارت را به سبب غفلت عامه مردم از فضيلت آن: پس چون قصد كردى زيارت آن حضرت را در اين وقت و آمدى در صحن شريف پس داخل شو يعنى در حرم مطهر و سه مرتبه بگو
اَللَّهُ أَكْبَرُو بايست در نزد قبر منور و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا صَفْوَةَ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا خِيَرَةَ اَللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا سَادَةَ السَّادَاتِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا لُيُوثَ [عَلَى لُيُوثِ] اَلْغَابَاتِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا سُفُنَ اَلنَّجَاةِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِلْمِ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِسْمَاعِيلَ ذَبِيحِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ مُحَمَّدٍ اَلْمُصْطَفَى اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ عَلِيٍّ اَلْمُرْتَضَى اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ فَاطِمَةَ اَلزَّهْرَاءِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِبْنَ خَدِيجَةَ اَلْكُبْرَى اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا شَهِيدَ اِبْنَ اَلشَّهِيدِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا قَتِيلَ اِبْنَ اَلْقَتِيلِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اَللَّهِ وَ اِبْنَ وَلِيِّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اَللَّهِ وَ اِبْنَ حُجَّتِهِ عَلَى خَلْقِهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ اَلصَّلاٰةَ وَ آتَيْتَ اَلزَّكٰاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ رُزِئْتَ [وَ بَرَرْتَ] بِوَالِدَيْكَ وَ جَاهَدْتَ عَدُوَّكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ تَسْمَعُ اَلْكَلاَمَ وَ تَرُدُّ اَلْجَوَابَ وَ أَنَّكَ حَبِيبُ اَللَّهِ وَ خَلِيلُهُ وَ نَجِيبُهُ [نَجِيُّهُ] وَ صَفِيُّهُ وَ اِبْنُ صَفِيِّهِ يَا مَوْلاَيَ [وَ اِبْنَ مَوْلاَيَ] زُرْتُكَ مُشْتَاقاً فَكُنْ لِي شَفِيعاً إِلَى اَللَّهِ يَا سَيِّدِي وَ أَسْتَشْفِعُ إِلَى اَللَّهِ بِجَدِّكَ سَيِّدِ اَلنَّبِيِّينَ وَ بِأَبِيكَ سَيِّدِ اَلْوَصِيِّينَ وَ بِأُمِّكَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ أَلاَ لَعَنَ اَللَّهُ قَاتِلِيكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ ظَالِمِيكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ سَالِبِيكَ وَ مُبْغِضِيكَ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّيِّبِينَ اَلطَّاهِرِينَآنگاه قبر مطهر را ببوس و متوجه شو به سوى على بن الحسين عليهما السلام و آن جناب را زيارت كن و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ وَ اِبْنَ مَوْلاَيَ لَعَنَ اَللَّهُ قَاتِلِيكَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ ظَالِمِيكَ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اَللَّهِ بِزِيَارَتِكُمْ وَ بِمَحَبَّتِكُمْ وَ أَبْرَأُ إِلَى اَللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُپس برو تا برسى به قبور شهدا رضوان الله عليهم پس بايست و بگو
اَلسَّلاَمُ عَلَى اَلْأَرْوَاحِ اَلْمُنِيخَةِ بِقَبْرِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا طَاهِرِينَ مِنَ اَلدَّنَسِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا مَهْدِيُّونَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا أَبْرَارَ اَللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى اَلْمَلاَئِكَةِ اَلْحَافِّينَ بِقُبُورِكُمْ أَجْمَعِينَ جَمَعَنَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ فِي مُسْتَقَرِّ رَحْمَتِهِ وَ تَحْتِ عَرْشِهِ إِنَّهُ أَرْحَمُ اَلرّٰاحِمِينَ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُبعد از آن برو به حرم عباس بن امير المؤمنين عليهما السلام چون برسى به آنجا بايست بر در قبۀ آن جناب و بگو
سَلاَمُ اَللَّهِ وَ سَلاَمُ مَلاَئِكَتِهِ اَلْمُقَرَّبِينَ[144]تا آخر زيارت آن حضرت كه پيش از اين گذشت